امروز، کنسرتهال گوتنبرگ Konserthuset نهتنها یک ساختمان فرهنگی است، بلکه بخشی از هویت شهری گوتنبرگ و نماد عشق شهر به موسیقی و هنرهای نمایشی محسوب میشود؛ بنایی که از دل تاریخ، معماری نوگرا و تلاشهای یک خیر فرهنگی بزرگ بهوجود آمده و همچنان الهامبخش هزاران علاقهمند موسیقی از سراسر جهان است.
تاریخچهٔ کنسرتهال گوتنبرگ داستانی است از رویاهای فرهنگی، آتشسوزی، معماری پیشرو و یک بخشش بزرگ که مسیر هنر در این شهر را تغییر داد. در ابتدای قرن بیستم، اگر خواستهٔ طبقهٔ مرفه و موسیقیدوست گوتنبرگ – شامل بازرگانان، صاحبان صنایع و کشتیداران – عملی میشد، قرار بود کنسرتهال این شهر در سال ۱۹۰۱ به سبک سنتی «جعبهٔ کفش» مانند سالن Musikverein وین ساخته شود؛ آن هم درست در محلی که امروز کلیسای واسا (Vasakyrkan) قرار دارد. اما این رویا هرگز تحقق پیدا نکرد و سرنوشت بنا مسیر دیگری را رقم زد.
نقطهٔ عطف اصلی زمانی بود که کارولین ویک (Caroline Wijk) یک کمک مالی حیرتانگیز به مبلغ ۷۰۰ هزار کرون اهدا کرد؛ رقمی که در آن دوره فوقالعاده چشمگیر بود. این کمک مالی به پایهٔ اصلی ساخت کنسرتهال جدید تبدیل شد؛ ساختمانی که پس از آتشسوزی کامل کنسرتهال قبلی در سال ۱۹۲۸ در محوطهٔ «هدن» (Heden)، این بار قرار بود در میدان یوتاپلاتسن بنا شود؛ همان جایی که امروز یکی از مهمترین فضاهای فرهنگی و نمادین شهر گوتنبرگ است.
با انتخاب زمین جدید، مسئولیت طراحی بنا به معماری جوان اما خلاق، نیلس اینار اریکسون (Nils Einar Eriksson) سپرده شد. او هنگام طراحی کنسرتهال گوتنبرگ Konserthuset تصمیم داشت ساختمانی خلق کند که «برای همه» باشد، ساختمانی که موسیقی در مرکز آن قرار دارد. نتیجه، در سال ۱۹۳۵ به بهرهبرداری رسید؛ بنایی مدرن، کارآمد و پیشرو برای زمان خود که با خطوط ساده، عملکردگرایی (فانکشنالیسم) و استفاده از مصالح طبیعی، توجه بازدیدکنندگان داخلی و خارجی را جلب کرد.
اریکسون خود بنا را با طنز "یک خرچنگ داخل یک مستطیل" توصیف میکرد. منظور از «خرچنگ»، سالن بزرگ کنسرت بود؛ سالنی که تماماً بر اساس اصول آکوستیکی شکل گرفته و محیطی ایدهآل برای تجربهٔ موسیقی خلق کرده است. "مستطیل" هم اشارهای به بدنهٔ بیرونی و فضای فرهنگی اطراف بناست؛ بخشی که با وقار در شکل دادن به چهرهٔ میدان یوتاپلاتسن نقش دارد و هنوز هم یکی از مهمترین نقاط تجمع فرهنگی شهر محسوب میشود.
در سال ۱۹۳۲، زمانی که پروژه هنوز در مراحل اولیه بود، اریکسون در یک مصاحبهٔ روزنامهای توضیح داد که هدفش ایجاد سبکی غیر یکنواخت اما ساده و خالص است. او تأکید میکرد که این سادگی با روح زمانه هماهنگ است و سالن اصلی باید «دموکراتیک» باشد؛ یعنی برای همهٔ مردم قابل دسترس و قابل استفاده. مفهوم «مسیر رسیدن به موسیقی» نیز بخشی اساسی از فلسفهٔ طراحی بنا بوده است؛ موضوعی که در حرکت و تجربهٔ انسان هنگام ورود و قدمبرداشتن در ساختمان بهخوبی دیده میشود.
منبع: سایت Konserthuset
برای ثبت نظر وارد شوید